Sunday, September 14, 2003

 

    


X2


نسبت به قسمت اول تعداد صحنه هاي هيجان برانگيز و شلوغ اين فيلم زياد شده كه اگه بخواهيم عكس از جل.خاي ويژة اين فيلم بزاريم دو تا weblog ديگه هم كمه ميگن برايان سينگر گفته كه X-men فقط مقدمه اي براي سري طولاني فيلم هاي X هستش واقعاُ هم كه دنباله بوده حالا درسته محل يا موقعيت خيلي از شخصيت ها مشخص نشده اما مرگ يا زندگي خيلي ها هم تا اينجا دچار مخاطره شده هنوز لوگين (هيو جكمن) ازش به عنوان اصلي ياد ميشه ولي جايگاه اصليش معلوم نشده. هنوز معلوم نيست روگ (آنا پاكوئين) توي فيلم چيكارست اما هنوز توي نقش هاي اطليه از اونجائي هم كه برايان سينگر توي فيلمهاش شخصيت پرت كم داره يه خورده ادم رو به فكر ميبره، حالبترين مطلب اين قسمت روياروئي لوگين با همزادش (كلي هو) حتي خود لوگين هم ترس ورش ميداره. اما ترس جديدي هم براي افراد با قدرتهاي ماوراطبيعي و هم انسانها ايجاد ميكنه. خودشون بر عليه خودشون.

 

  Round Lock 8:51 PM

   


 

   Wednesday, April 16, 2003

 

    

دختري براي روز تولد Birthday Girl



يك داستان تقريباً ضعيف با تكيه بر دنياي مدرن امروزي براي ايجاد روابط و نشان دادن گونه اي از سوءاستفاده از آن. شروع داستان يك اشنائي كوتاه از شخصيت پر از اضطراب و تنش جان ( بن چاپلين ) در مقابل دوربين كامپيوتري است. حتي براي راحتتر كردن وجود دوربين بدون حتي وجود كامپيوتر استفاده از تكه هاي از فيلم هاي آشنائي هاي اينترنتي خانمهاي روسي آغاز مي شود. اشنائي بيننده با ناديا ( نيكول كيدمن ) دقيقاً به اندازه آشنائي شخصيت بن از اوست. نشان دادن روابط دور زباني و سعي در ايجاد همدردي بيننده با شخصيت بن انچنان بالا مي گيرد و طولاني مي شود كه در اغلب موارد باعث خستگي و از حوصله خارج شدن بيننده است. در ضمن در اصل فيلم به دليل وجود ديالوگهاي به زبان روسي متعدد و طولاني باعث سردرگم شدن تماشاچي مي شود هر چند كه كارگردان سعي كرده با استفاده از جلوه هاي بصري فراوان انتقال مطلب خوبي داشته باشد ولي در بيشتر موارد تصاوير در اين مورد قاصرند.

يكي از جالب ترين صحنه هاي فيلم همواره صحنه هاي نبرد بين دو شخصي اول زن و مرد اين ماجراست ولي در طول فيلم جز اتفاق نهائي و كمي ايجاد جنبه حركتي و اكشن فيلم سعي در برخورد احساسي با تماشاچي دارد كه با توجه به آمار بسيار ناموفق بوده است.


Phill

 

  Round Lock 4:01 AM

   


 

   Monday, April 14, 2003

 

    

خرزهره سفيد White Oleander



خيلي از خانمهاي كه من مي شناسم از تنهائي و رنجي كه زنها توي اين دنيا مي برند حرف مي زنند ولي مي دونيد چيه توي اين فيلم يه چيزي به همه درس داده ميشه به نظر من البته. وقتي سالهاي سال با يك زندگي كني و با اين تفكر باشي كه زندگي آرماني دنيا رو اون داره معلومه كه معني دنياهاي ديگر رو نمي فهمي. استريد مكنوسن (آليسون لومان) نقش يه همچين آدمي رو بازي مي كنه با اينكه زياد تجربه اي نداره ولي خيلي قشنگ بازي هاي احساسي خوبي رو به نمايش مي ذاره. حالا فرض كنيد كه پسر - تا حالا توسط مادرش از نزديك شدن، احساسي، به اونها جلوگيري مي شد - ميآد تا كمكش كنه دنيا رو بهتر ببينه. عشقي كه اين دو تا با هم توي اين فيلم شروع مي كنن مثل بقيه فيلم هاي جوان پسند (Teenager) نيست،...، يك عشق پاك كه حتي وقتي پسر،پل تروت (پاتريك فيوجيت) مي خواد حالش رو بعد از برگشتن از دومين سرپرست هاش بپرسه ميگه :

« هنوز هم منو ناديده مي گيري!؟ » ("!?Still Ignoring Me")

ديشب كه اين فيلم رو ديدم متوجه شدم خيلي از چيزهايي كه ما توي زندگي بقيه فكر مي كنيم وجود داره ممكنه واقعا وجود نداشته باشه. كلر(رنه زلوگر) توي فيلم به ما نشون مي ده كه زندگي با عشق خيلي هم ساده نيست

« هيچوقت خيلي به يك آدم خرد شده نزديك نشو !» ("Never Get Close To A Broken Person")

و فردا صبح مي بينيم كه اين زندگي هم از هم ممكنه بپاشه.

توي اين فيلم آدمهاي خوب و بد زيادي نشون داده ميشن آدمهاي كه سعي مي كنن با ديندار نشون دادن خودشون از زندگي واقعي فرار كنن آدمهايي كه زندگيشون رو بهر نحو بهر قيمتي دوست دارن ولي بعضي ها مثل پاتريك و آستريد زندگي رو دلشون مي خواد آونطور كه هست ببسنند.

فيلم با روايت ساده اي شروع ميشه ولي وقتي ادامه پيدا مي كنه و يا حتي به پايان مي رسه آدم بازهم سر درگم شروع كردن در انتهاي ماجراست:

« من نمي دونستم شروع كجاست تا وقتي كه به پايان رسيدم.» "I didn't know what was the start until I reached the End."

بازيهاي خوب بازيگرهاي در نقشهاي اينگريد مگنوسن (ميشل فايفر) آستريد، پل و كلر فيلم رو خيلي محيط واقعي زندگي نزديك مي كنه حتي دعواهاي ساده يك زن و شوهر متمول. در هيچ جاي فيلم كارگردان سعي نمي كنه تماشاچي رو توي هچل حل كردن معما بندازه ولي تا اونجا كه مي تونه معماهاي مطرح شده توي ذهن اون رو سعي مي كنه حل كنه. فيلم انقدر قشنگ هست كه بشه براي پسر و دختراي ايراني توي محيط خونه پحشش كرد و سانسور نكرد. درسهاي خيلي قشنگي هم همراه خودش داره بد نيست اين فيلم رو نه سرسري بلكه با دقت تمام ديد هم براي من و شماي عادي هم براي آدمهاي حرفه اي سينماي ما.


Phill

 

  Round Lock 5:06 AM

   


 

   Wednesday, April 09, 2003

 

    

خواننده عروسي Wedding Singer





در شروع فيلم با تيتراژ شديداً معرفي كننده نحوه ادامه داشتن ماجرا با موزيكي با صداي خود آدام سندلر (رابي) مقدمه اي بر تعريف خود از نوع موزيك عروسي مي كند هر چه بيشتر در فيلم پيش مي رويم نظر به استفاده از بازيگران درجه دو در فيلم همانند دروبري مور (جوليا) كريستين تيلور (هالي) بازهم فيلو داراي گيرايي خواست خود است. روحيه شاد و كنترل كننده رابي در تمام فيلم نشان هاي از نحوه آموزش كودكان و همچنين تفاوت هاي برخورد افراد مختلف در نشان دادن صداقت و يا عدم صداقت است. پس از ماجراي عروسي خود رابي در فيلم و تضيف شديد روحيه وي آهنگ بعدي وي را كه با همراهي تعدادي از افراد در عروسي برگزار مي شود ديده مي شود. حتي در اين حالت نيز مي بينيم كه با لفظ بسيار غمناك و حتي حقيقت گراي وي به تداوم ازدواج دو نفر اميد دارد. حتي در مورد كودكان اگر نگاه دقيق تري به فيلم داشته باشيم متوجه مي شويم كه برخورد با كوركان دقت شديدي احتياج دارد، بطور مثال در صحنه اي از فيلم يكي از كودكان كه تصوير معرفي عروسي رابي را با تشبيه كردن عروس به نمود شيطان به رابي نشان مي دهد جواب رابي شنيدني است:



« خيلي جالب نيست ولي بسيار خلاقانه است» (" Not So Good But very Creative Though")


كه نشان دهنده آن است كه در بدترين حالات حتي برخورد با كودكان نياز به تفكر وتعمق دارد. حتي در بعضي صحنه ها نشان مي دهد كه كودكان بسادگي آموزش مي بينند و در اجرا نيز متبحرند بطور مثال هنگامي كه نامزد سابق رابي به او براي عذرخواهي سر مي زند برخورد پسر كوچك خواهر رابي با وي ديدني است :



«هي ليندا، تو يه ماده سگي» "Hey linda You're a Bitch"


اگر كمي دقيق تر به فيلم نگاه كنيم متوجه مي شويم كه براي نشان دادن هيجانات تصويري بجاي تعويض جهات دوربين و تغيير مككر مكان دروبين از مورد ديگري بطور مثال از بازي پر تحرك بازيگران استفاده مي كنند. نكته قابل ذكر ديگر در مورد استفاده از نگ در مورد افراد مختلف و همچنين محيط هاي مختلف است كه بطور مثال در صحنه اي كه زمان عروسي را نامزد جوليا به وي اعلام مي كند رنگ هاي زمينه پيگيري در مورد نحوه روحيات افراد دارد
موسيقي فيلم نيز در هر صحنه با استفاده موزيك در صحنه به همراهي مي ايد.

 

  Round Lock 10:35 PM

   


 

 

  Limotorsh